تبليغاتX
سکوت صدا
برای نفیسه نوشتن سخت است.از نفیسه نوشتن یعنی از یک دهه دوستی سخن گفتن از یک دهه با هم زندگی کردن با هم بودن...امروز ششمین  روزی ست که نفیسه عزیز به همراه همسرش حجت شریفی در بند است و من نمی دانم چگونه این روزها را که به اندازه یک قرن گذشته تحمل کرده ام.راست است که می گویند" دردی که ما را نکشد مقاوم مان می کند"

آری مقاوم شده ایم.به شنیدن خبر بازداشت دوستان، به خبر رفتن همکاران از کشور به احضار شدن ها و پاسخ دادن ها،به زندگی در هراس و وحشت...مقاوم شده ایم و پذیرفته ایم که گویی این سرنوشت  همه روزنامه نگاران آزاد اندیش  و مستقل در این سرزمین است.

نفیسه این روزها که تو نیستی نمی دانم دلتنگی هایم را کجا ببرم ازنبودن تو و حجت برای که بگویم.خانواده نگران تان،دوستانی که اشک در چشم و بغض در گلو دارند یا نامردمانی که چشم بر ظلم بسته اند.

بگذار برای پری خانوم بگویم ؛مادرت هم او که در نبودش می خواندی "تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی"

هم او که در این خاک خفته است و تو حاضر نبودی این سرزمین را بخاطرش ترک کنی

پری خانوم  شما در حق من و همه دوستان نفیسه مادری کردید و ما دختران خوبی برای شما نبودیم.یعنی آنقدر نفیسه دختر خوبی بود که مجالی برای ما نبود.پنج سال است که از میان ما رفته اید و امروز باید در غیاب نفیسه برایتان درد دل کنم.

مادر ساجده می گوید خوب است که شما نیستی و  این روزها را نمی بینید.راست می گوید دل مادر تاب تحمل دیدن فرزند دربندش را ندارد. اما پری خانوم اگر بودید مطمئن هستم به نفیسه و حجت افتخار می کردید. به اندیشه سبزشان

به یاد دارم روزها و شب هایی که برای فرجه امتحانات در منزل شما اردو میزدیم و با شما هم کلام و همنشین بودیم.

پری خانوم یادتان هست که به ما توکل را آموختید.انس با ائمه را ...شما از توکل برای امتحانات دانشگاه و گرفتن نمرات قبولی می گفتید و حتما در دل می دانستید که امتحانات بزرگتری در زندگی در پیش داریم.

ما شاگردهای خوبی بودیم پری خانوم،در زندگی  توکل کردیم. در انتخابات یا حسین گفتیم بر سر صندوق رفتیم.نفیسه سبز پوشید.سبز نوشت.حجت در ستاد سبزها مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق کرد. غافل از اینکه  توکل و رنگ سبز برگرفته از اعتقاداتمان را به انقلاب مخملی تعبیر می کنند و اتهام براندازی و اغتشاش در نظامی را می زنند که پدر نفیسه و همسر شما یکی ازشهدای آن بود.

جرم نفیسه ،حجت و همه کسانی که در این مدت به زندان برده اند این است که زندگی و راحت طلبی خود را فدای سربلندی کشور و آگاهی مردم شان کرده اند.جرمشان این است که  به کودکان فردا اندیشیده اند.در مقابل ظلم ایستاده اند.

خوبیهای نفیسه و حجت بیشتر از توان من در بکار گیری کلمات است. مطمئن هستم شما پری خانوم به  دخترت نفیسه و حجت عزیز دامادت افتخار می کنی که از آزمون زندگی نمره قبولی گرفته اند.امروز این زوج سبز همانطور که میر حسین موسوی گفته "قدم در راه بی بازگشت گذاشته اند"مسیری که بسیاری از ایرانیان برای ادامه زندگی خود برگزیده اند.امروز نفیسه و حجت نه تنها افتخارشما و خانواده شان که افتخار میلیون ها عضو جنبش سبز هستند.

می ماند جای خالیه نفیسه که می دانم هر پنج شنبه هر کجای دنیا بود خودش را به مزار شما و پدرش در" امامزاده کن" میرساند.من و دوست های نفیسه و حجت قول می دهیم تا برگشت آنها جای خالی شان را برای شما بر سر مزارتان پر کنیم.گرچه می دانیم که  مادران همیشه وحتی پس از مرگ چشم انتظار و دل نگران فرزندانشان هستند و دل نفیسه هم حتما از پشت میله های اوین پنج شنبه به سوی شما پر می کشد.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت 12:26 |
مصطفی کواکبیان نماینده سمنان امروز معترض بود که چرا خبر حضور او را بعنوان عضو ی از فراکسیون خط امام در مراسم تحلیف احمدی نژاد منتشر کرده ام.جالبه مثل اینکه یکی دیگر از پدیده های عجیب این انتخابات لطمه به اعتبار نمایندگانی است که به مراسم تحلیف "رییس جمهور منتخب "رفته اند.جناب کواکبیان در راهروهای پارلمان جلو ی من را گرفت که" غلط کردی" اسم من را اول از همه بعنوان اقلیتی حاضر در مراسم تحلیف احمدی نژاد منتشر کردی، گفت که خبر رفتن من به مراسم تحلیف احمدی نژاد در استان برایم بد شده ،گفت که این بار تذکر دادم دفعه بد می دانم چطور برخورد کنم ،گفت که ...
اولا فراکسیون اقلیت هفته ها قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف خبر داده بود که شرکت یا عدم شرکت در این مراسم را بررسی خواهد کرد.بنابراین طبیعی بود که هر خبرنگاری در روز تحلیف به دنبال نمایندگان اقلیتی که به مراسم آمده اند و آنها که نیامده اند ،باشد.
آنطور که مخبر فراکسیون اقلیت اعلام کرده تصمیم گیری درباره حضور یا عدم حضور اعضای این فراکسیون هم برعهده خود نمایندگان بوده اما از حرف های امروز جناب کواکبیان مشخص شد برخی به جلسه آمدند اما دلشان می خواسته مردم حوزه انتخابیه شان فکر کنند که نیامده اند.
آقای کواکبیان شما که به من می گویید برای من رفتن به مراسم تحلیف احمدی نژاد در استان بد شده اگر شما آقای احمدی نژاد را رییس جمهور منتخب می دانید و به جلسه تحلیف او می روید نباید نگران این بد شدن ها باشید ،چرا باید فکر کنید رفتن به جلسه تحلیف چنین "رییس جمهوری" برای شما هزینه داشته است؟
جناب کواکبیان من از اطلاع رسانی که انجام دادم خوشحال هستم چون وظیفه خبرنگاریم را انجام دادم. تهدیدهای شما را هم میگذارم به حساب تمام تهدیدهایی که این روز ها از نهاد ها و ارگان های مختلف بر خبرنگاران و روزنامه نگاران می رود.چطور است شما هم مثل برخی چماق بدستان از این پس با چماق به پارلمان بیائید و هر وقت لازم بود بر سر ما بکوبید.به خدا ما تعجب نمی کنیم.این روزها خیلی چیزها را دیده و می بینیم که برای هر اتفاقی آمادگی داریم.اما رییس ستاد مردمی میر حسین موسوی تکلیف تان را با خودتان روشن کنید.شتر سواری که دولا ،دولا نمیشود
راستی مگر سمنان زادگاه احمدی نژاد نیست یعنی مردم استان احمدی نژاد هم با رفتن شما به مراسم تحلیف مخالف بودند که برای شما بد شده؟
جناب کواکبیان من وظیفه خبرنگاریم را انجام داده ام و راضی هستم شما چرا شرمنده ای؟
همکاران خوبم در پارلمان ممنون هستم که سخنان کواکبیان را تهدید و توهین به همه خبرنگاران مجلس دانستید.این روزها با هم بودن دلگرمی ها را بیشتر می کند.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 14:17 |
پارلمان‌نیوز: همزمان با گرامیداشت «روزخبرنگار» و دعوت علی لاریجانی، رییس مجلس هشتم از خبرنگاران حوزه پارلمان برای حضور در مراسم بزرگداشت این روز، جمعی از خبرنگاران پارلمانی با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به رییس قوه مقننه، دغدغه‌های اهالی مطبوعات در شرایط پس از انتخابات را مطرح کرده و خواستار بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران و آزادی خبرنگاران، روزنامه‌نگاران و عکاسان خبری بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات شدند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این نامه بدین شرح است:

جناب آقای لاریجانی

ریاست محترم  مجلس شورای اسلامی

روز خبرنگار را در شرایطی پشت سر می‌گذاریم که این بار نیز همچون تجربه‌های گذشته، امر اطلاع‌رسانی و رسالت رسانه، اگر نگوئیم نخستین قربانی، از مهمترین قربانیان تحولات سیاسی و رویدادهای منتج از کیفیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بوده است.

بازداشت‌های گسترده  فعالان عرصه اطلاع رسانی، تحدید و تهدید گسترده مجاری انتقال خبر، تخدیش جایگاه رسانه و تبدیل آن به انتقال دهنده صرف منویات صاحبان قدرت، تعریض به جایگاه نهادهای صنفی اهالی رسانه و ممانعت از فعالیت آنها و اقداماتی از این دست که شما بعنوان رییس پارلمان کشور بیش از همه باید بر آن واقف و آگاه باشید، فضای اطلاع رسانی در کشور را به جایی رسانده که بی شباهت به گام زدن در میدان مین و ایستادن بر طناب کشیده شده روی آتش نیست.

جناب آقای لاریجانی

پارلمان را مظهر جمهوریت نظام دانسته‌اند و رسانه را رکن چهارم جمهوریت؛ ما بعنوان بخشی از جامعه اطلاع‌رسانی کشور که از قضا به انتقال رویدادهای مجلس شورای اسلامی به جامعه مشغول هستیم، شما را روی سخن خود قرار داده‌ایم، نه از این زاویه که صرفا شما را بعنوان یکی از سران نظام، مسئول این رویدادها می‌دانیم، بلکه از این باب که معتقدیم شما در جایگاه ریاست بر مظهر، نماد و تجلی جمهوریت نظام ـپارلمان ـ می‌بایست بیش از هر شخص دیگری در این خصوص احساس مسئولیت کرده و پیش از هرکس زبان به اعتراض بگشائید.

جناب آقای لاریجانی

ما بعنوان جمعی از خبرنگاران مجلس شورای اسلامی معتقدیم سکوت در برابر آنچه  که امروز بر اصحاب رسانه می‌رود نه زیبنده مجلس، که قرار بود تجلی جمهوریت نظام باشد و نه زیبنده حضرتعالی است که خلعت ریاست بر این مجلس را بر تن کرده‌اید . درد و رنج ما نیز در این ایام آنقدر هست که تبریک و تهنیت‌های رسمی و شاخه گل‌ها و ابراز امیدواری‌ها برای بهبود وضع روزنامه‌نگاری به کارمان نمی‌آید.

بی پرده بگوییم، اگر قصد دارید دل ما خبرنگاران پارلمانی را شاد کنید و این روز را به کاممان سازید:

1-در اسرع وقت دستور دهید وضع همکاران و روزنامه‌نگاران دربندمان توسط گروهی بی‌طرف بررسی شده و مقدمات آزادی آن‌ها هرچه سریعتر فراهم بیاید. دیدار شما با خانواده‌های روزنامه‌نگاران بازداشتی البته جای خالی عزیزان آن‌ها را پر نمی‌کند اما بیان درخواست‌ها و مطالبات شاید بتواند از غم و اندوه خانواده‌ها بکاهد.

2-نیک می‌دانیم محدودکنندگان رسانه‌ها از پشتوانه‌ای قوی و فراقانونی برخوردارند، با این حال امیدوارانه از شما می‌خواهیم برای این که از وجود ملجا و پناهنگاه در کشور ناامید نشویم، ترتیبی مقرر فرمائید محدودیت‌های دست و پاگیر رسانه‌ای، نظارت‌های قبل از چاپ، بخشنامه‌های غیر قانونی و سانسور گسترده رسانه‌ای که همگی دستپخت فضای خاص امنیتی این روزها است بررسی و متوقف شده و به صورت فوری، فیلترینگ سایت های خبری و اطلاع‌رسانی برداشته شود.

3-خبرنگاران و روزنامه نگاران، خانه و پناهگاهی جز انجمن صنفی روزنامه نگاران ندارند. پلمپ کردن این انجمن در آستانه روز خبرنگار، جز سیلی و ناسزا برای ما تعبیر دیگری ندارد. اگر با این سیلی و ناسزا در روز خبرنگار همراه و همگام نیستید و به اعطای تحفه‌ای به اهالی قلم اندیشه می کنید، هر طور که از دستتان بر می‌آید خانه مان را به ما بازگردانید و به قضاوت تاریخ خوشبین باشید.

در پایان از صراحت کلام و کمبود تعارفات و ناچیز بودن تقدیر و تشکرها از خدمتتان عذرخواهی می‌کنیم. در حقیقت قصد داشتیم در این روزگار سخت، برای دلخوشی  و باور خودمان هم که شده، امتحان کنیم تا مطمئن شویم آیا به عنوان اصحاب رسانه و پرسشگران منتقد، هنوز توان سخن گفتن بی‌لکنت با صاحبان قدرت و انتقاد صریح و مطالبه از آنان را داریم یا خیر.

روزگار بی‌سانسوری را آرزومندیم

احسان مهرابی ،خبرنگار روزنامه فرهیختگان
اعظم ویسمه،خبرنگار سایت پارلمان‌نیوز
فرزانه آیینی،خبرنگار روزنامه اعتماد ملی
مرجان توحیدی،خبرنگار روزنامه دنیای اقتصاد
سجاد سالک ،خبرنگار روزنامه تهران امروز
صبا آذر پیک خبرنگار روزنامه اعتماد
ایمان ابراهیم بای سلامی ،خبرنگار روزنامه مردمسالاری
ملیحه حسینی ،خبرنگار روزنامه سرمایه
حسن محمدی خبرنگار روزنامه صدای عدالت
زهرا باقری شاد،خبرنگار میراث فرهنگی
سمیه قشقاوی ،خبرنگار روزنامه جهان اقتصاد
مهدی محمدی ،خبرنگار روزنامه هدف و اقتصاد
مجید مهرابی ،خبرنگار روزنامه همشهری
جواد گلزار ،عکاس روزنامه همشهری
مجتبی برزگری، خبرگزاری ایکنا
حسین نوری، خبرنگار روزنامه آفرینش

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در دوشنبه 19 مرداد1388 و ساعت 17:20 |

بيانيه گروه کثيری از روزنامه نگاران ايران به شاهرودی: همکاران روزنامه نگارمان را بدون قيد و شرط آزاد کنيد!

جناب آقای شاهرودی؛
رياست محترم قوه‌قضاييه

سلام عليکم،
در سرزمينی که حافظه تاريخی مردمش آنقدر ضعيف است که هر اتفاق تاريخی به شکل فاجعه باری می تواند تکرار و تکرار شود،‌اين از شوربختی روزنامه نگاران است که حافظه‌ای کمی بهتر از متوسط جامعه دارند. چه،‌اين حافظه کمی بهتر تنها و تنها اسباب رنج است و تاسف.
حتما شما هم همچون ما به ياد داريد روزگاری را که برای نشستن بر کرسی قاضی القضات سرزمينی که بيش از هر کشوری ادعای ميراث‌داری علی(ع) را دارد فرموديد ويرانه ای را تحويل گرفته‌ايد. حضرت آيت‌الله حال که قرار است اين منصب را واگذاريد اوضاع چگونه است؟ بگذاريد برايتان بگوييم، ‌فقط تعداد همکاران بی گناه در بازداشت‌مانده ما اصحاب قلم و رسانه آنقدر هست که ايران را به عنوان بزرگترين زندان روزنامه نگاران جهان بشناسند. از تعداد زندانی‌های انديشه و فکر درمی‌گذريم. گويی در اين چند سال با وجود تلاش‌هايی که شده است ويرانه‌ای که تحويل گرفته‌ايد روی آبادانی نديده است.
حضرت آيت‌الله؛
حتما شما نيز چون ما به ياد می‌آوريد قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی را که اميدها در دل نااميدان از دادگری و دادخواهی زنده‌کرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در پنجشنبه 8 مرداد1388 و ساعت 14:12 |
بدون تردید انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد سال 88 و حوادث پس از آن برهه جدیدی در تاریخ  نظام جمهوری اسلامی در سی سالگی این انقلاب را رقم زد.هر چه از حوادث و اتفاقات مربوط به این انتخابات فاصله می گیریم  تاریخ ساز بودن این روزها ، مواضع ،اظهار نظرها و واکنش ها بیشتر نمایان می‌شود. گویی ایرانیان چه بخواهند چه نخواهند برگه‌هایی از تاریخی را می‌نویسند که آیندگان در مورد آنها قضاوت خواهند کرد.

انتخابات 22 خرداد به همان میزان که صحنه سیاسی کشور را تغییر داد، فصل جدیدی را  به تاریخ انقلاب افزود.فصلی که گویی نگارش آن تازه شروع شده و هنوز صفحات اولیه آن رقم می خورد.در این میان هر کس به سهم خود نگارش این صفحات را برعهده گرفته است و نقش آفرینی می‌کند. کاندیداهای معترض به نتیجه اعلام شده انتخابات به یک نحو، محمود احمدی‌نژاد، مقام معظم رهبری و سخنان ایشان در نماز جمعه، راهپیمایی معترضان، بیانیه‌های گروهها و احزاب سیاسی مختلف، شورای نگهبان، مواضع هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه و حضور حامیان موسوی در راهپیمایی‌های مسالمت آمیز، پیشنهاد خاتمی برای برگزاری رفراندوم  و همه پرسی از مردم، خانواده های سوگوار که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده اند، زندانیان سیاسی،مراجع عظام، مواضع شخصیت‌های سیاسی، روزنامه‌ نگاران چه آنها که دربند هستند و چه آنها که با وجود محدودیت‌های فراوان همچنان سعی درانجام وظیفه خطیر اطلاع‌رسانی دارند و...در راس همه مردم .

اگر بدانیم و آگاه باشیم که این روزها که بر ما، کشور و نظام می‌گذرد تاریخ‌ساز است و آیندگان  برعملکرد و تصمیمات ما نظارت و قضاوت خواهند کرد، بدون تردید دقت بیشتری در رفتار و عملکرد خود خواهیم داشت.بدون تردید همانگونه که ما بی‌رحمانه به قضاوت گذشتگان و عملکرد آنها می‌نشینیم، تصمیمات و رفتار آنها را به باد انتقاد گرفته و یا بالعکس با افتخار برای برخی هورا کشیده و نامشان را به نیکی یاد می‌کنیم، آیندگان نیز با ما چنین خواهند کرد.

نکته مهمتر آن است که فراموش نکنیم انسان‌های بزرگ و چهره‌های ماندگار در تاریخ (چه نام‌های نیک و چه نام‌های منفور) به هنگام تولد از شکم مادر، چهره و شخصیت نبوده‌اند.این تصمیمات و رفتار شجاعانه و یا حماقت و عملکرد اشتباه در لحظه‌ه‌ای تاریخ ساز و سرنوشت ساز است که نام انسان‌ها را به نیکی یا نفرت ثبت می‌کند.

اگر از نام‌های بزرگی چون آیت الله خمینی، آیت الله کاشانی، مصدق،بازرگان ،شریعتی،طالقانی و... به نیکی در تاریخ این کشور یاد می‌کنیم به دلیل اقدامات شجاعانه و بی پروای آنها در لحظه‌های سرنوشت ساز برای این کشور بوده است.در مقابل هستند دیگرانی که آنها را طرد کرده و نام آنها را به زباله‌دان تاریخ فرستاده‌ایم.

این روزها که بر ایرانیان می گذرد سرنوشت سازو تاریخ ساز است.این روزها  فصل جدیدی در کتاب تاریخ این نظام در حال نگارش است و هرکس به سهم خود این تاریخ  را می‌نویسد و آیندگان از نویسندگان این صفحات به نیکی یا نفرت یاد و قضاوت خواهند کرد.

در کنار نقشی که تک تک ایرانیان بر عهده دارند، نمایندگان آنها در پارلمان نیز وظیفه خطیری را برعهده دارند.گرچه اکثریت مجلس هشتم در دست فراکسیون اصولگرایان است و این فراکسیون پیش از انتخابات با صدور بیانیه‌ای با بیش از 200 امضا حمایت خود از محمود احمدی‌نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد اما نمایندگانی تحت عنوان اعضای فراکسیون خط امام (ره) یا اقلیت در پارلمان حضور دارند که نه  تنها نمایندگان مردم بلکه نماینده جریان اصلاحات هستند.اصلاحاتی که اکثر چهره‌های شاخص احزاب آن نه تنها در حکومت جایگاهی ندارند بلکه امروز در زندان به سر می‌برند.

به غیر از نمایندگان طیف اصلاح‌طلب مجلس، نمایندگان مستقلی نیز در پارلمان حضور دارند که در برخی قضایا از جمله  برکناری علی کردان نشان داده‌اند که حاضر به اطاعت محض از جریان سیاسی خاص نیستند و نمی‌توانند چشم و گوش خود را بر ناحق ببندند و بپذیرند.در این روزهای سرنوشت‌ساز فرصتی است که تاریخ و آنچه بر گذشتگان رفته را بخوانیم.

خوب است که نمایندگان مجلس این روزها از مدرس بخوانند. از صدای سیلی که در صحن پارلمان پیچید.از مجلس هفدهم  شورای ملی بخوانند که  وقتی احمد قوام به جای مصدق بعنوان نخست وزیربه مجلس معرفی شد، جمعی از نمایندگان به نشانه اعتراض در مجلس حاضر نشدند،نمایندگان مجلس این روزها تاریخ مجلس را مروری کنند و ببینند که چگونه برخی وکلای ملت در طول این سالیان نام خود را جاودان کرده‌اند.این روزها تاریخ‌ساز است و تصمیمات تک تک افراد به ویژه آنها که مسوولیتی دارند در اذهان ثبت خواهد شد.در این روزها چشم اکثریتی از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به عملکرد نمایندگان شان در پارلمان دوخته شده و نظاره‌گر رفتار و مواضع آنها هستند و در این میان انتظار از اعضای فراکسیون خط امام (اقلیت) مجلس هشتم بیش از دیگران است  که درنوشتن ادامه صفحات تاریخ این روزهای ایران نقش آفرینی کنند و تصمیم بگیرند نامی نیک و جاودان از خود بر صفحه روزگار باقی بگذارند و یا ...

این روزها برای ایران تاریخ ساز است.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 30 تیر1388 و ساعت 14:3 |

180 تن از روزنامه نگاران ایران با صدور بیانیه‌ای به محدودیت های اطلاع رسانی ایجاد شده در روزهای اخیر اعتراض کردند.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

ملت بزرگوار و صبور ایران

شخصیت های دلسوز کشور

مقامات مسئول و دلسوز

ما روزنامه‌نگاران که علی‌رغم سختی‌ها و بی‌مهری‌ها وظیفه اطلاع‌رسانی به مردم ایران را بر عهده داریم در این روزها ناظر وضعیتی هستیم که خود را قادر به انجام وظیفه نمی بینیم. ضمن این که به دلایل زیر به طوری جدی نگران ثبات و امنیت ملّی کشور هستیم.

1- آنچه در انتخابات اتفاق افتاد موضوعی است که باید دریک فضای آزاد و بی‌طرفانه مورد بررسی قرارگیرد. امّا آنچه ما شاهد آن هستیم شکل‌گیری محدودیت‌های فزاینده و غیرقانونی در جهت اطلاع‌رسانی به مردم و انتشار اطلاعات صحیح به جامعه است. قطع سیستم پیامک از شب پیش از رأی گیری، قطع تلفن‌های همراه در هرزمان و هر منطقه، که تبدیل به رویه شده است، فیلترینگ گسترده سایت‌های خبری داخلی و خارجی، بازداشت خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که به وظیفه اطلاع‌رسانی‌شان عمل می کردند با کدام مجوز قانونی صورت می‌گیرد؟ تنها نتیجه این نوع مدیریت اطلاع‌رسانی، سوق دادن مردم به سمت شبکه‌ها و منابع غیرقابل اطمینان بوده است. آیا این اقدامات در جهت حفظ امنیت ملی ماست؟

2- از همه مهم‌تر آن که اعلام کرده‌اند روزنامه‌ها باید قبل از چاپ به نظر مأمورین دولتی برسد و بدون کنترل منتشر نشود. این اقدام غیرقانونی دولت، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون سابقه نداشته است و حتی در دوران جنگ نیز چنین فشاری بر مطبوعات وجود نداشت.

3- به نظر ما این محدودیت های خبری موجب شده‌است بازار شایعات و خبرهای کذب به شدت رواج یافته که نتیجه آن تشدید فضای تشنج و تشویش اذهان عمومی است،  درحالی که روزنامه‌نگاران هیچ‌گاه آشوب و درگیری را به نفع ملّت ایران ندانسته و با اطلاع‌رسانی صحیح می‌توانند به امنیت خاطر و آرامش جامعه کمک کنند.

4- این محدودیت‌ها کاملاً بر خلاف قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است که دولت موظف به رعایت آنهاست و مهم‌تر از آن بر اساس سوگند ریاست جمهوری، شخص رئیس‌جمهور وظیفه پاسداری از قانون اساسی که میثاق ملی است را به دوش دارد. اصل 24 قانون اساسی نشریات و مطبوعات را دربیان مطالب آزاد اعلام کرده است و تنها درصورتی که مطالبی خلاف قانون درج کنند مطابق اصل 168 قانون اساسی به آن موضوع رسیدگی خواهدشد. درهمین راستا اصل نهم قانون اساسی صراحتاً اعلام می دارد: هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.مسلم است با توجه به گسترش تکنیک های ارتباطی چون ماهواره، اینترنت و... تحدید و اعمال فشار در مسیر اطلاع‌رسانی غیرعملی و نوعی توهین به مردم است.

 5- همه ما شاهد بودیم که روزهای قبل از درگیری، سراسر ایران شاهد ابراز نظر مردم ایران در خیابان‌ها در کمال آرامش و پرهیز از درگیری فیزیکی و خشونت بود. به طوری که موجب برانگیختن تحسین افکار عمومی جهان گشت. همه از متانت و عقلانیت ملت ایران سخن می گفتند. به ویژه شاهد بودیم علی‌رغم اوج‌گیری احساسات عمومی، از ساعت ممنوعیت تبلیغات مردم کاملاً موازین قانونی را رعایت کردند و فرهنگ قانون‌گرایی و احترام به حقوق عمومی را به نمایش گذاشتند. حق بود دولت قدر چنین مردمی را می‌دانست و به جای امنیتی کردن فضا از اولین ساعات شمارش آرا با مردم برخوردی شایسته می کرد. بسیار متأسفیم که اکنون تصاویر وحشتناکی از خشونت و ضرب و شتم شهروندان ایرانی درشهرهای ایران خوراک رسانه های جهان شده است. بدون این که رسانه های مستقل داخلی بتوانند در این مورد به نحو شایسته اطلاع‌رسانی کنند.

6- گفتنی بسیار است اما درشرایط فعلی ما روزنامه‌نگاران در حالی که ادامه تشنجات و درگیری‌ها را به نفع ملّت ایران نمی دانیم و سریعاً از مقامات دلسوز ملک و ملّت خواستاریم محدودیت‌های اطلاع‌رسانی را رفع کرده و اجازه دهند روزنامه‌نگاران از طریق اطلاع‌رسانی صحیح از رواج شایعات و اخبار کذب و تشویش اذهان عمومی و دامن زدن به تشنجات جلوگیری نمایند.بیانیه روزنامه نگاران

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در چهارشنبه 3 تیر1388 و ساعت 13:29 |

سبز سبزیم و امیدوار به فردایی سبز

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 15:38 |
 

چند روز از مناظره احمدی نژاد و موسوی گذشته اما هنوز اون صحنه ای که احمدی نژاد پرونده زهرا رهنورد رو جلوی موسوی گرفت و گفت "بگم " ،"بگم" از جلوی چشمام نمیره همون لحظه هم که این جملات رو گفت مو به تنم سیخ شد و دلم لرزید نه اینکه نگران باشم احمدی نژاد از رهنورد گافی داشت که بخواد افشا کنه و این برای موسوی بد بشه نه حتی یک لحظه شک نکردم که احمدی نژاد جز دروغ و پرونده سازی کاری بلد نیست.در این چهار سال خوب شناختیمش اما دلم برای زن  بودن سوخت برای زهرا ها یی سوخت که اینگونه در سیاست متهم شدن.احمدی نژاد چهره کثیف سیاست رو به نمایش گذاشت و چهره ای که هر وقت سیاستمدار ها کم میاورند به بی اخلاقی وپرونده سازی و متهم کردن رو میاورند و در مورد خانم ها ... کی باورش می شد در نظام جمهوری اسلامی که آقایان مدعی تدین و تقدس هستند اینگونه در رسانه ملی پرده دری شود.امروز در تاکسی یه خانم به خانم دیگه می گفت "من به موسوی رای میدم .احمدی نژاد خجالت نکشید عکس زن مردم رو آورد جلوی موسوی با لا گرفت"خوشحال شدم که علارغم همه بلاهایی که در این چهار سال بر سر مردم آوردند هنوز اخلاق از بین نرفته هنوز مردم به یه چیزایی اعتقاد دارند.در مورد مناظره و حرف های احمدی نژاد تعجب هم کردم .درسته که احمدی نژاد با این تصور که هاشمی بین مردم پایگاه نداره باز  او را در مقابل خودش قرار داده تا رای کسب کنه اما چطور به این راحتی ناطق نوری که سمت مشاور رهبری و ریاست بازرسی دفتر بیت آیت الله خامنه ای را دارد یا هاشمی رفسنجانی که رییس مجلس خبرگان رهبری است را متهم به فساد اقتصادی کرد؟حتی اگه احمدی نژاد با توسل به هر شیوه ای (تقلب،خرید رای ،جذب آرای توده و روستایی ها و...) باز از صندوق ها بیرون بیاید چطور نظام می خواهند این اتهام ها را جمع کنند.بعد از صحبت های احمدی نژاد در مناظره یاد حرفهای چند وقت پیشه عباس پالیزدار و اتهاماتی که او به سران نظام زد افتادم.مثل اینکه برخی از نمایندگان مجلس راست می گفتند پالیزدار توسط دولت نهم حمایت و پشتیبانی می شد.مرحوم مهدی بازرگان در یکی از سخنرانی هایش جمله ای دارد که می گوید" خداوند قادر مطلق که حکیم و گرداننده همه جا هست تغییر در وضعیت یک قوم و ملت نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند"باید منتظر ماند و دید در ۲۲ خرداد ملت ایران چه می کنند.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 13:1 |

کوچ کردیم به صدای عدالت؛ اینم حال و روز روزنامه نگاران در این مملکت است که همیشه خانه به دوش باشند.ملالی نیست،دوستان توقیف کنند ما هم از این رسانه به آن رسانه؛صدای عدالت روزنامه خوبی شده و اگر عمری داشته باشه بهتر خواهد شد.گزارشی در موردفضای  انتخاباتی پارلمان دو قطبی احمدی نژاد ـ موسوی که شکل گرفته برای امروزنوشتم.دلم می خواد فرصتی بشه درباره انتخابات ریاست جمهوری مطلبی در اینجا بنویسم.خیلی جالبه رنگ سبز در کشوربه شدت فراگیر شده حالا دیگه مردم در بکار گیری رنگ سبز (نماد حمایت از موسوی)ابتکار به خرج می دند.امروز دختری رمان سبز رو به صورت انگشتر به انگشت بسته بود.پسری به عینک خانم ۵۰ ساله ای گل سینه کرده بود.دیگه بماند که ربان سبز به آنتن ماشین ها و موتور سیکلت و...رسیده است.امروز از بادامچیان در مجلس پرسیدم رنگ سبز رو می بینید یاد چی می افتید با حرص (می خواست کتکم بزنه)گفت :هیچی دیگه حالا ما نباید سبزی خوردن و گوجه سبز بخوریم چون رنگ سبزه گفتم حاج آقا خوب گوجه سبز بخورید به موسوی هم فکر کنید گفت:این کارا مسخره بازی این اصلاح طلباست.بعدم برام تعریف کرد که دخترش با مانتو سبز رفته بیرون بهش گفتند شما حامی موسوی هستی بادامچیان گفت به دخترم گفتم نپوش حالا فکر می کنند موسوی خیلی حامی داره اون موقع فهمیدم که چقدر رنگ سبز جا افتاده و اصولگرایان محترم چه حرصی میخورند.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 19:28 |

از امروز روزنامه یاس نو به روی دکه رفت و من دوباره در یک روزنامه دلخواه مستقر شدم اما سهم خودمون از فضای مطبوعات کشور و تحمل حاکمیت را هم می دانم با این حال باز امید و امید و امید...امیدواریم در این فرصت کوتاه تا به انتخابات مانده تاثیر گذار باشیم و خلا رسانه مکتوب برای موسوی را به خواست خاتمی پر کنیم.کار بچه های پویش هم در نوع خود جالب بود.         

 پی نوشت:همانطور که پیش بینی می کردیم تحمل نشدیم و روزنامه یک شماره پس از انتشار توقیف شد.

 

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت 11:51 |