خیلی وقت بود که دلم می خواست در نقد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم یک مطلبی بنویسم سجاد سالک که موضوع پرونده آخر هفته اعتماد رو گفت و خواست بنویسم ،فرصت فراهم شده بود. یادداشتم در هفته نامه اعتماد.
توصيه يي براي ماه هاي آخر فراکسیون اقلیت
چندي پيش، محمدرضا تابش رئيس فراکسيون اقليت مجلس هفتم در نطق پيش از دستور خود اين گونه در توصيف فراکسيون متبوعش سخن گفت؛ «اگر امروز آرامشي را در مجلس شاهد هستيم بايد آن را حاصل گفتار و رفتار اقليتي «نجيب» دانست که بدترين تهمت ها را برمي تابند ولي براي اينکه فضاي مجلس شکننده نشود سکوت مي کنند.»
در واقع تابش با اين جملات تلاش کرد از عملکرد فراکسيوني دفاع کند که نه به اعتقاد اصلاح طلبان بلکه به اذعان اصولگرايان نيز عملکرد قابل دفاعي نداشته است. اگر محمدرضا باهنر رئيس فراکسيون اکثريت در سال هاي اوليه شکل گيري مجلس هفتم، مجلس را يکدست و بدون اقليت توصيف کرد اينک در سال پاياني ديگر چهره هاي اصولگرا و حتي اصلاح طلبان نيز معتقدند؛ «فراکسيون اقليت هيچ يک از مجالس بعد از انقلاب چنين حضور کمرنگي در مسائل کشور نداشته است.» شايد دلايل متعددي را بتوان براي عملکرد ضعيف اين جمع اصلاح طلب محدود در مجلس هفتم برشمرد اما گفته ولي الله شجاع پوريان يکي از اعضاي اين فراکسيون آن گاه که در مقام پاسخگويي منتقدان گفت «براي تحليل درست، واقعي و منصفانه کارکرد اقليت مجلس هفتم و منطقي کردن انتظارات و توقعاتي که از آنها مي رود بايد شرايط عمومي شکل گيري مجلس هفتم، فضاي حاکم بر آن و... را در نظر گرفت» قابل تامل تر است.
در انتخابات هفتمين دوره مجلس، نه تنها اکثريت نمايندگان مجلس ششم که کانديداهاي اصلاح طلبان به تيغ ردصلاحيت از حضور در مجلس بازماندند. جمعي که به عنوان اقليت مجلس هفتم در کنار اصولگرايان اکثريت تشکيل فراکسيون دادند يا از نمايندگاني بودند که در دور گذشته مجلس فعاليت سياسي چشمگير فراکسيوني نداشتند و حتي بعضاً از منتقدان عملکرد فراکسيون اصلاح طلب مجلس ششم بودند يا از نمايندگاني بودند که براي اولين بار حضور در پارلمان را تجربه مي کردند.
بدين ترتيب جمع اقليت مجلس هفتم هيچ گاه نتوانست تصميمات منسجم و تاثيرگذار فراکسيوني در مقاطع حساس مجلس اخذ کند يا انتقادات تاثيرگذاري بر عملکرد دولت نهم و حتي تصميمات خود اصولگرايان پارلمان داشته باشد. اگر شجاع پوريان به فضاي حاکم بر مجلس و روحيات غالب نمايندگان دوره هفتم اشاره و سعي مي کند آن را توجيه عملکرد ضعيف فراکسيون اقليت برشمارد، جالب است که شاهد انتقادات جمعي از اعضاي فراکسيون اصولگرايان در اين دوره مجلس بوديم که باب نقد عملکرد مجلس هفتم و دولت نهم را گشودند و تا آنجا پيش رفتند که با جدايي از فراکسيون اکثريت، فراکسيون اصولگرايان مستقل را تشکيل دادند؛ فضايي که اقليت مجلس نتوانست از آن استفاده کند.
در واقع منتقدان اصلي اصولگرايان از دل اصولگرايان و از نمايندگاني برخاستند که بعضاً در ليست سي نفره اصولگرايان در شهر تهران بودند. انتقاداتي که براي اولين بار در تاريخ پارلمان چهار راي منفي به وزراي پيشنهادي يک دولت همسو با مجلس را رقم زد. در برهه يي که اصولگرايان منتقد و به واقع مستقل مجلس صريح ترين انتقادات را به برخي وزراي پيشنهادي احمدي نژاد وارد مي کردند، فراکسيون اقليت مجلس اعلام کرد موضع فراکسيوني در قبال راي اعتماد به وزرا ندارد و اعضا به صورت فردي و مجزا تصميم گيري خواهند کرد. در روزهايي که برخي اصولگرايان پيشتاز تهيه طرح استيضاح برخي وزراي دولت (وزراي آموزش و پرورش و جهاد کشاورزي) بودند و به رغم مخالفت چهره هاي شاخص مجلس و از جمله رئيس فراکسيون اصولگرايان طرح استيضاح را عملياتي کردند سرانجام مشخص نشد طرح استيضاح وزير دفاع که قرار بود از سوي اقليت به دليل سقوط هواپيماي C-130 دنبال شود چه شد که منتفي شد؟، از اين دست اتفاقات در برهه هاي مختلف مجلس هفتم بسيار بود. آقاي تابش نجابت اعضاي فراکسيون اقليت را توجيه عملکرد منفعل آنها توصيف مي کند اما پاسخ نمي دهد که در فعاليت هاي سياسي جايگاه «نجابت» کجاست و آيا نمايندگاني که در قالب فراکسيون هاي سياسي و جريانات گروه هاي مختلف به نقد منصفانه و روشنگري مي پردازند از «نجابت» به دور هستند؟،
محمدعلي ابطحي معاون پارلماني دولت خاتمي از خاطرات مجلس ششم در وبلاگ شخصي اش مي نويسد؛ «در دوران مجلس ششم که رياست جمهوري و مجلس دراختيار اصلاح طلبان بود و روش دولت هفتم و هشتم به شدت قابل دفاع بود آقاي حدادعادل و جماعت دوستانشان که فراکسيون اقليت مجلس بودند در مورد همه مسائل کشور ديدگاه هاي مخالف خود را عرضه مي کردند و فعالانه از نقطه نظرات خود حمايت مي نمودند. يادم هست که يک بار براي مخالفت با طرحي که اقليت مخالف آن بود قصد آبستراکسيون داشتند. خود آقاي حداد دم در مجلس ايستاده بود و ديگران را به خروج فرا مي خواند. من در جلسه بعدي با ايشان صحبت کردم که در شأن شما به عنوان يک عضو فرهنگي نيست که چنين کنيد ولي ديدم آقاي حداد معتقد بود براي بعضي مسائل نبايد اين قيد را داشت.» اين گونه است که فعاليت هاي سياسي و دفاع از عقايد و نظرات فراکسيون منافاتي با نجابت نمي يابد آقاي تابش، به گفته غلامحسين مظفري نماينده نيشابور «اعضاي فراکسيون اقليت مجلس هفتم بيشتر نمايندگان اقتصادي بودند تا سياسي.» باز جاي اين سوال از ايشان و اعضاي فراکسيون اقليت باقي است که آيا بزرگترين انتقاد به عملکرد دولت نهم به بخش اقتصادي وارد نيست؟، آيا تصميمات و عملکرد دولت در بخش اقتصادي فرياد چهره هاي شاخص اصولگراي مجلس را برنيانگيخته است به نحوي که احمد توکلي کشتي اقتصادي دولت را بدون ناخدا توصيف مي کند؟ آيا جاي نقدهاي اقتصادي در مجلس به عملکرد خود مجلسيان و دولت از سوي فراکسيون اقليت خالي نيست؟،
در سال پاياني مجلس هفتم چه کساني بايد از حدادعادل و ساير اصولگرايان سوال کنند نظم و انضباطي که وعده اش را به مردم داده بوديد چه شد؟، پاسخگوي تعطيلي پي درپي جلسات علني با هزينه هاي ميليوني به دليل غيبت نمايندگان چه کسي بايد باشد؟ شعار خدمت رساني و رفع مشکلات معيشتي مردم چه شد؟ طرح تثبيت قيمت هاي آقايان اصولگرا در مجلس هفتم چه آثاري به بار آورد؟ آيا نتيجه يي جز تورم و گراني دربر داشت؟ به نظر مي رسد مهمترين وظيفه يي که در ماه هاي آخر عمر مجلس هفتم برعهده فراکسيون اقليت است نقد شفاف و صريح عملکرد خود مجلسيان است. آقاي باهنر وعده انتشار عملکرد سه سال گذشته مجلس هفتم را داده است، خوب است فراکسيون اقليت با جبران گذشته دست از انفعال برداشته و اجازه ندهد در خارج از پارلمان مورد اتهام سازش يا ترس از ردصلاحيت در انتخابات آتي باشند و با ارائه کارنامه عملکرد مجلس هفتمي ها و دولت نهم افکار عمومي را به قضاوت منصفانه دعوت کنند.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در پنجشنبه 8 آذر1386 و ساعت
14:54 |