|
بهاری دیگر رسید
رجبی علیه رجبی
این مطلب رو در کنار دو یادداشت "آقای خاتمی لطفا به ایتالیا نرو "و "جانبداری شورای نگهبان از مجلس" برای سالنامه شهروند نوشتم.
فاطمه رجبی نیاز به معرفی ندارد.او پیش از آنکه به عنوان همسر سخنگوی دولت اصولگرا معرفی شود نوشتارهایش او را معرفی می کند،نوشتارهایی انتقادی که با جملات زهرآگین و بی رحمانه همچون تازیانه ای بر سر سیاستمداران و سیاست ورزان فرود می آید.از دید مرحوم دوانی (پدر فاطمه رجبی) او "فردی تعصبی است که تعصب احساساتش را بر می انگیزد"در طول سه سال گذشته به ویژه پس روی کار آمدن دولت نهم کمتر کسی از سیاستمداران از نوشته های تند و تیز و ادبیات فاطمه رجبی در امان بوده است.سید محمد خاتمی ،هاشمی رفسنجانی ،مهدی کروبی،محمد باقر قالیباف،عزت الله ضرغامی،علی لاریجانی ،ناطق نوری و... هریک در مقطعی محور اصلی نوشتارهای فاطمه رجبی بوده اند.در این میان تنها محمود احمدی نژاد رییس دولت نهم است که در نزد همسر سخنگوی دولت "معجزه هزاره سوم "لقب می گیرد و کتابی به همین نام منتشر می کند.او در دفاع از احمدی نژاد وانتقاد از اصولگرایان در عدم همراهی او در انتخابات ریاست جمهوری می نویسد :"حضور احمدی نژاد در منصب ریاست جمهوری گروه ها ،چهره هاف حزب ها و جناح راست و چپ را عریان تر از شمشیر کبری به میدان آورد"و اینچنین ندای مظلومیت رییس دولت نهم را سر می دهد.فاطمه رجبی معتقد است که قلمش "برد" دارد،اما خانواده اش می خواهند صدایش را "خفه "کنند.به همین دلیل علیه خانواده موضع گیری می کند تا به تکلیف عمل کرده باشد.در میان تمام وقایعی که در سال 86 رخ داد و فاطمه رجبی را به نوشتن اعتراض نامه های شدیدالحن تشویق کرد،علنی شدن اختلافات خانوادگی و مخالفت های سر سخت خانواده فاطمه رجبی با نوشتارهای او ،فرصتی فراهم کرد که برای زمانی کوتاه رجبی در گیر مسایل خانوادگی خود شود. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط اعظم ویسمه در دوشنبه 27 اسفند1386 و ساعت 23:4 خط جدایی
....در پایان عمر مجلس هفتم،مجلسی که گمان می رفت از اصولگرایان متحد و یکدست تشکیل شده،انشعاب های متعدد صورت گرفت ،علیه دولت همسوی اصولگرا که حق برادری بر او داشت شورید وبسیاری از تصمیمات شخص احمد نژاد را زیر سوال برد و برای آن مصوبه آورد.رییس این مجلس نیز در پایان عمر مدیریتی خود ترجیح داد برای خود کسب وجهه کند و دفاع از رییس دولت را به فراموشی بسپارد.سال 86 سال تعامل مجلس با دولت احمدی نژاد نبود سال تقابل بود.سال عیان شدن اختلافات و "شمشیر بستن ها از رو بود"اما آنچه برای احمدی نژاد مهمتر است و رییس دولت نهم باید نگران آن باشد،سال 87 است،سالی که اصولگرایان جدید راهی بهارستان می شوند.ترکیب اکثریت مجلس آینده از هم اکنون قابل پیش بینی است که در اختیار اصولگرایان خواهد بود،اصولگرایانی که بر خلاف نمایندگان مجلس هفتم پیش از ورود به مجلس با انشعاب و چند دستگی مواجه هستند و هر یک مرز بندی های جدی با دولت دارند.سال 87 که احمدی نژاد باید به فکر فراهم کردن زمینه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و حضور در انتخابات باشد،با مجلسی سر و کار دارد که دو نفر از چهره های شاخص آن (غلامعلی حدادعادل وعلی لاریجانی)رقبای احتمالی او در انتخابات آینده ریاست جمهوری هستند.سال 87 سال سختی برای دولت احمدی نژاد است. این متن بخش هایی از یادداشتم درویژنامه نوروزی کارگزاران است که امروز منتشر شد.بر خلاف طرح روی جلد که اصلا خوب کار نشده و می شد خیلی بهتر باشه مطالب خواندی در ویژنامه پیدا می شود. |+| نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 23:16 چرا رای بدیم؟
چیزی به روز انتخابات نمونده اما من هنوز نتونستم خودم رو راضی کنم که پای صندوق رای برم و رای بدم .مدام هم از خودم می پرسم چرا باید رای بدم .اگه سالهای گذشته در دوره قبل به شورای نگهبان اعتراض داشتم که چرا من به عنوان یک ایرانی حق انتخاب آزاد و رای به کاندیدام را ندارم امروز به جریان اصلاح طلب اعتراض دارم.ادامه رد صلاحیت ها در این دوره از انتخابات مجلس قابل پیش بینی بود،همه گفتند و در راس آنها خاتمی ابراز نگرانی کرد اما امروز سوال من اینه در این چهار سالی که مجلس اصولگرای هفتم سر کار بود آقایان اصلاح طلب چه می کردند چرا توان بستن یک لیست ۳۰ نفره در تهران را ندارند.به کی باید برم رای بدم.خیلی ازآقایان حتی حاضر نشدن در انتخابات کاندیدا شوند بله منم دلم می خواست بهزاد نبوی،محسن آرمین،رضا خاتمی و خیلی های دیگه در انتخابات حضور داشتند اما اگه حالا حالا قرار باشه اونها تو لیست سیاه رد صلاحیت باشند، کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان باید این لیست امروز باشه؟چرا نیروی جایگذین ندارند چرا منتظر می مونند در هر انتخابات چهره ها رد صلاحیت شوند و بعد داستان تکراری حالا شرکت کنیم یا نه رو سر بدهند و آخر هم شرکت کنند!چه لزومی داشت لیست ۳۰ نفره با این وضعیت بسته بشه.تحریم احمقانه است چون تجربه مجلس هفتم رو داریم اما با چه امیدی شرکت کنیم .خیلی خوشبینانه نگاه کنیم مجلس هشتم قراره یک اقلیت حداقلی داشته باشه که اقلیت مجلس هفتم رو سرفراز کنه!من سوالم اینه چرا نباید در این چهار سال برنامه ریزی می شد ،فکری می شد یعنی جریان اصلاحات ۳۰ نفر کاندیدا نباید در تهران داشته باشه ،چهرهایی که اگه اقلیت بودند هم به اندازه تمام اکثریت اصولگرا موثر باشند ،چرا خیلی از آقایون که می دونیم رد صلاحیت نمی شدند ثبت نام نکردند؟من اعتراضم به اصلاح طلبان است. چه بخواهیم چه نه آقای جنتی و خیلی از آقایون دیگه اجازه نمی دهند با باز شدن پیچ رادیو تن شون بلرزه پس یک فکر اساسی کنیم مشکل ما این انتخابات نیست مشکل ما عدم استراتژی و برنامه مشخص برای جریان اصلاحات در کشور است.نمی دونم باید رای داد یا نه؟!
|+| نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت 23:19 گفت و گو با حدادعادل
مصاحبه با حداد عادل بلاخره هفته گذشته انجام شد و این هفته در ویژنامه مجلس، هفته نامه شهروند امروز منتشر شد.داستان این گفت و گو و اینكه چه شد كه رییس مجلس هفتم درخواست مصاحبه ام را پذیرفت خود حدیث مفصلی است(مجبور شدم یك كم از شیطنت خبرنگاری استفاده كنم)این اولین مصاحبه رییس مجلس اصولگرا ی هفتم با یك نشریه اصلاح طلب است .
گفت و گو با حدادعادل در انتخابات مجلس ششم نام شما در کدام یک از لیستهای انتخاباتی قرار داشت؟ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 11 اسفند1386 و ساعت 13:28 خودكرده را تدبیر نیست
آخرین جلسه علنی مجلس هفتم در سال 86 چهارشنبه هفته گذشته برگزار شد. نمایندگان با عجله كار رسیدگی به بودجه را به پایان رسانده و برای تبلیغات راهی حوزههای انتخابیه شدند تا تمام تلاش خود را برای حضور در مجلس آینده در این 20 روز باقیمانده به انتخابات به كار گیرند تا شاید در مجلس هشتم همچنان بر كرسیهای سبز پارلمان تكیه زنند. در هیاهوی فضای انتخابات و رایزنیهای فشردهای كه نمایندگان برای قرار گرفتن اسمشان در لیستهای انتخاباتی داشتند، روند بررسی بودجه سال 87 آنچنان در مجلس سپری شد كه گویی كماهمیتترین موضوع برای نمایندگان سند مالی سال آینده كل كشور بود. بودجهای كه بررسی آن در سنوات گذشته در مجلس بیش از یك ماه زمان میبرد، در كمتر از یك هفته در صحن علنی به پایان رسید. نمایندگان حاضر نشدند در بحثهای چالشبرانگیز همچون بنزین وارد شوند و هیاترئیسه مجلس برای طرح پیشنهادات نمایندگان بر بودجه سقف تعیین كرد و همواره این كلام روسای جلسه كه «با ضیق وقت مواجه هستیم» طنینانداز جلسات علنی بود. پیشبینی این وضعیت از ماهها قبل قابل تصور بود. همزمانی بررسی لایحه بودجه با زمان انتخابات مجلس هشتم از ابتدای تعیین تاریخ 24 اسفندماه از سوی وزارت كشور، این نگرانی را برای بسیاری به وجود آورد كه بررسی لایحه بودجه تحت تاثیر فضای انتخابات باشد؛ گرچه غلامعلی حدادعادل و برخی از چهرههای شاخص مجلس هفتم سعی كردند تحت این عنوان كه «احساس مسوولیت نمایندگان در قبال مسئله مهمی چون لایحه بودجه بیش از فعالیت برای حضور در مجلس آینده است» پاسخگوی انتقادات باشند اما عملا جلسه آخر مجلس در سال 86، آینه تمامنمای این دوره مجلس بود. چهارشنبه گذشته نمایندگان برای رفع ایرادات شورای نگهبان به لایحه بودجه به مجلس آمدند اما با ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام به بودجه مواجه شوند. اگر نگوییم اقدام مجمع تشخیص در بیان ایرادات به لایحه بودجه «بیسابقه» بود حتما اینگونه ورود مجمع تشخیص به مصوبات مجلس را باید «كم سابقه» تلقی كرد. گرچه چهرههای شاخص مجلس همچون احمد توكلی، الیاس نادران، عماد افروغ، حسن سبحانی و ... به این اقدام مجمع، واكنش نشان دادند و بررسی ایرادات مجمع تشخیص به مصوبه مجلس درخصوص بودجه را «لازمالاتباع» ندانستند و از بدعتگذاری جدید در روند بررسی مصوبات مجلس گفتند اما كمتر نمایندهای اعتراض كرد كه عملكرد ضعیف مجلس هفتم كار را به جایی رسانده كه اگر تاكنون شورای نگهبان بر مصوبات مجلس نظر میداد و آنها را از نظر تطبیق با شرع و قانون اساسی بررسی میكرد اكنون مجمع تشخیص مصلحت نظام ضرورت میبیند كه در مصوبات مجلس دخالت كند، آنها را بررسی و ایرادات را به مجلس گوشزد كند. اگر امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام پنج بند الحاقی به مادهواحده بودجه را به مجلس میفرستد تا دولت را برای ارسال متمم در سال آینده محدود كند، به این دلیل است كه نمایندگان مجلس نتوانستند در مقابل متممهای متعدد دولت نهم برای برداشت از حساب ذخیره ارزی بایستند. اگر مجمع دولت را ملزم به ارائه گزارش تطبیق بودجه سال آینده با سیاستهای كلی اصل 44 و برنامه چهارم توسعه به مجلس مینماید به دلیل آن است كه نمایندگان در طول سه سال گذشته نتوانستند به وظیفه نظارتی خود عمل كنند و دولت را ملزم به ارائه گزارشهای اجرای بودجه سنوات گذشته نمایند، بلكه همواره تحت عنوان تعامل و همكاری با دولت همسو بسیاری از ابزارهای نظارتی خود را به حال تعلیق درآوردند. نمایندگانی كه روز چهارشنبه به راحتی عنوان معاونت نظارت و راهبردی ریاست جمهوری را جایگزین «سازمان منحل شده مدیریت و برنامهریزی» نمودند باید از خود انتقاد میكردند كه چگونه نهاد مجلس را از «راس امور» بودن به جایی رساندند كه دولت بدون توجه به انتقادات نمایندگان، سازمان مدیریت را منحل كرد و بر اعتراضات آنها هیچ جایگاهی قائل نشد، بسیاری از مصوبات مجلس در لوایح بودجه از جمله توزیع بنزین به نرخ آزاد را اجرا نكرد، شوراهای عالی كشور را منحل كرد، مصوبه نظام هماهنگ پرداخت مصوبهای كه مجلس بر آن اصرار داشت را در لایحه بودجه سال 87 لحاظ نكرد و در جهت اصل 44 حركت نكرد. چهارشنبه روز مهمی بود؛ گرچه حداد عادل با افتخار در پاسخ به منتقدان دخالت مجمع تشخیص مصلحت نظام در لایحه بودجه، اعلام كرد «مجمع تشخیص مصلحت نظام دو، سه سالی است كه وارد مرحله نظارت شده و این جزو وظایفی است كه به مجمع تفویض شده و... اتفاق تازهای كه افتاده نظرات مجمع تشخیص مصلحت نظام بر قوانین مهمی مانند بودجه است.» اما به نظر میرسد رئیس مجلس هفتم اكنون در پایان چهار سال فعالیت خود باید توضیح دهد كه چرا مجمع تشخیص مصلحت نظام دو، سه سالی است كه برای اعمال نظارت صریح خود در مصوبات مجلس احساس ضرورت میكند. مجلس «آرامی» كه آقای حداد عادل بعد از پایان چهار سال ریاست خود به آن افتخار میكند، مجلسی است كه دچار «انفعال» بود و هرگز نتوانست از ابزار نظارتی خود استفاده كند و با سكوت و همراهی بدون چون و چرا با دولت نهم جایگاه خود را چنان تضعیف كرد كه مجمع تشخیص مصلحت برای جبران كاستیها وارد میدان نظارت شده است. چهارشنبه نمایندگان باید اعتراض میكردند و منتقد بودند اما نه به مجمع تشخیص مصلحت بلكه به خود، به هیات رئیسه و به حداد عادل به خاطر خللی كه در قبال جایگاه مجلس به این نهاد وارد كردند.
|+| نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 14:19 |
|



