"جابجایی آراء را حتی در حد یک رای قبول ندارم و استدلال شرعی آنهم این است که اگر خدا مصلحت می دانست دلها را منقلب می کرد و میلیونها رای را در قلوب مردم برای آن کاندیدای همچنان که در انتخابات نهم ریاست جمهوری شاهد آن بودیم."
افسوس که من مدت ها ست
جهان و مردمش را
به شوخی نگرفته ام..........
بیژن جلالی

پی نوشت:روبروی خونه ما دارند ساختمان می سازند.بگذریم که چند وقته ما آسایش و آرامش نداریم.اما هر روز دارم بالا رفتن یک ساختمان رو نگاه می کنم .یکی از کارگرها از آهن هایی که به آسمان رسیده همین طور بالا و پایین می ره و بر روی اونها در ارتفاع خیلی زیاد بدون اینکه به جایی وصل باشه حرکت میکنه.دلم براش می سوزه همش می ترسم سرش گیج بره بیفته.هرچند دقیقه یک بار از گوشه پنجره اتاقم نگاه می کنم ببینم هنوز نیفتاده ،انگار بیچاره قراره بیفته و من ...این کارگرای بیچاره مگه چقدر حقوق می گیرند که در چنین شرایطی کار می کنند.به من اگه هرچی بدند حاضر نیستم برم اون بالا یعنی اصلا نمی تونم تعادلم را حفظ کنم و حتما می افتم.حس این گارگره به آدمهایی مثل کردان چیه؟!نمی دونم چرا اینا رو نوشتم


