تبليغاتX
سکوت صدا

چند روزی ست که  شبکه بی بی سی فارسی کار خودش رو شروع کرده است.آغاز به کار این شبکه یه حس خوبی بهم داد که مسولان داخلی بدانند، نمی توانند با قلع و قم رسانه ها و نشریات جلوی اطلاع رسانی و آزادی بیان را بگیرند.در قرن ۲۱ محدودیت اطلاع رسانی و سرکوب قلم معنا ندارد. شبکه های ماهواره ای و اینترنت پشت مرزها نمی مانند و دیگر کسی نمی تواند با آنها  برخورد حذفی یا توقیف کند اما از یک جهت با آغاز به کار بی بی سی و حضور دوستان روزنامه نگارمان در این شبکه که خیلی از آنها  تا همین اواخر با هم همکار بودیم یه جور حس نا امیدی ،افسردگی نمی دونم یه حس بدی بهم می ده اینکه چرا نباید بچه ها همین داخل کشور در نشریات و رسانه های خود مان کارکنند ؟چرا فضا باید به سمتی بره که چاره ای جز فرار از کشور باقی نمونه ؟نمی خوام دوباره وارد بحث توقیف نشریات و بسته شدن رسانه ها در این سالها بشم که این تراژدی تکرای ست .اما هیچ چیز خنده دارتر از اظهارات ضرغامی و واکنش او به شبکه بی بی سی فارسی و  جملات قصار روزنامه فخیمه کیهان نبود.رئيس سازمان صدا و سيما فرمودند  اضافه شدن هر شبكه ديگري هم به نظر مي‌رسد با توجه به نگاه عمومي مردم و اعتمادي كه به رسانه‌هاي خود دارند هيچ فايده اي ندارد.عدم توجه با اخبار و اطلاع رساني شبكه‌هاي بيگانه از سوي مردم باعث مي‌شود كه عملا اضافه شدن هر شبكه ديگري نيز تاثيري بر اهداف و جرياني كه آنها پي‌گيري مي‌كنند، نداشته باشد. یک بخش درد آور این قصه را هم  وبلاگ تا انتها  نوشته است.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در دوشنبه 30 دی1387 و ساعت 11:54 |
از وقتی روزنامه کارگزاران توقیف شد یک بار به مجلس رفتم .یکشنبه گذشته قرار بود جلسه استیضاح وزیر کشاورزی باشد رفتم ببینم چه خبر است که جلسه استیضاح برگزار نشد اما روابط عمومی مجلس جلو م رو گرفت که چرا اومدی مگه روزنامه شما توقیف نشده اینجا چه کار می کنی بعد هم آسمون ریسمون بافت که با تغییر مدیر کل روابط عمومی شرایط سخت تر شده و حتما باید از یک نشریه معرفی نامه داشته باشی تا بتونی به مجلس بیایی.جور کردن معرفی نامه برای من که حداقل ۷-۸ ساله در مطبوعات کار می کنم  سخت نیست.دوستان مطبوعاتی هم واقعا لطف دارند و خیلی ها اعلام آمادگی کردند این معرفی نامه رو جور کنند.اما چیزی که برام واقعا درد آور است اینه که من از مجلس ششم سال ۸۱ در پارلمان کار خبری کردم .بارها نشریه مان توقیف شده و من از یک نشریه دیگر به پارلمان رفته ام .اما در همین راهروهای مجلس بارها در این سالها دیدم که خیلی ها به اسم خبرنگار با مجوز یا بدون مجوز به پارلمان می آیند تا کارهای شخصی و استفاده های خودشان را داشته باشند.بهد مدیرکل روابط عمومی به خاطر یک روز حضور من بدون معرفی نامه (گرچه اگه توقیف روزنامه کارگزاران عنوان موقت داره من هم معرفی نامه ام کامل باطل نشده) به حراست مجلس دستور می ده کارت خبرنگار کارگزاران را بگیرید یا راهش ندهید.وقتی بهم گفتند ،دلم گرفت نه به خاطر این برخوردشان که مطمئنا سیاسی است بلکه به خاطر عمری که در راهروهای پارلمان گذروندم.به خاطر اینکه کارچاق کن ها به اسم خبرنگار به مجلس می آیند و ما... امروز دیگه مجلس نرفتم . این روزها حوصله ندارم . نمی دونم این چند خط را برای چی نوشتم .دلم یه کم انگیزه می خواد برای ادامه دادن.سراغ دارید جائیکه انگیزه بفروشه؟

پی نوشت:هروقت در نشریه ای کار کردم که توقیف شده همیشه روزهای بعدش حتما به مجلس رفتم که برخی از توقیف روزنامه خوشحال نباشند و فکر نکنند  با توقیف حذفمان کرده اند و دوم اینکه نشون بدم با این برخورد ها هیچ وقت کم نمی یارم و حتما به کار در مطبوعات  برای اعتقاداتم ادامه می دم . نمی دونم  تا کی به امید فردای بهتر ( که انگار اصلا اون فردا وجود نداره ) می شه اینجوری خودمون رو گول زد.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در یکشنبه 22 دی1387 و ساعت 11:34 |

روزنامه كارگزاران توقیف شد.ملكیان با سجادیان مدیرمسوول روزنامه تماس گرفته و این خبر را اعلام كرد.گویا علت توقیف هم چاپ بیانیه تحكیم درباره حوادث غزه است.داشتم گزارش های امروز مجلس رو می نوشتم كه نا تمام ماند.........اونقدر این چند وقته از توقیف و لغو امتیاز نشریاتمون نوشتم كه دیگه ...انگار حرف تازه ای نیست.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در چهارشنبه 11 دی1387 و ساعت 16:34 |
نزدیك به یك هفته است كه به شدت سرماخورده و ومریض هستم.دو ،سه روز، روزنامه نیومدم اما هنوز هم خوب نشدم .سرماخوردگی من در زمستان شده یك موضوع پذیرفته شده در خانه.اصلا گویا قراره هر سال زمستون با سرما خوردگی من شروع بشه .انقدر هم بد مریض هستم كه وقتی سرما می خورم چند هفته درمان طول می كشه و همه خسته می شن.برای همین وقتی تو خونه می فهمن كه من مثلا سرماخوردگیم یا هر بیماری داره شروع می شه همه عزا می گیرند.مامان بیچاره كه مطمئن هستم حاضر خودش به جای من مریض باشه تا اینقدر دور من بچرخه و پرستاری كنه  ... خلاصه از مریضی خسته شدم .اما امسال هم درد زیاد دور و ورم هست در روزنامه كه بیشتر بچه ها سرما خوردن یا از مریضی نمی یان در خیابون و مترو هم همین وضعیت حاكمه .
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 7 دی1387 و ساعت 15:9 |