به نظر من نقد محسن آرمین به هفته نامه شهروند امروز و پاسخ محمد قوچانی سردبیر محترم مان به ایشان یکی از موضوعات جالب این شماره شهروند است.گرچه اصولگرایان، نشریات و سایت های آنها سعی کرده اند از این سخنان به اختلاف و در گیری در جناح اصلاح طلب یاد کنند و از آن برداشت مورد نظر خودشان را داشته باشند اما به نظر من این گفتمان یک گام به جلو و حرکت در همان مسیر نقد سازنده و شفاف سازی است.واقعیت اینه که وقتی نقد آرمین و پاسخ قوچانی رو خوندم یه چیزایی به ذهنم رسید که تصمیم گرفتم بنویسم.اول اینکه به نظر من دراین مقطع زمانی (7 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری)وظیفه روزنامه نگاران واقعی نقد بی رحمانه همه کاندیداهای مطرح برای انتخابات آینده است.خاتمی ، کروبی یا هر کاندیدای دیگر جناح اصلاح طلب. من فکر می کنم حتی اگه برخی از دوستان روزنامه نگار نظری در حمایت از یک کاندیدای خاص دارند الان وقت این حمایت ها نیست باید فضا برای برسی عملکرد گذشته این کاندیداها فراهم بشه.من همانقدر که فکر می کنم، نباید خاتمی76و۸۰ را تشویق به کاندیداتوری در انتخابات کرد و خاتمی اگر می خواهد وارد انتخابات شود به گفته عبدالله نوری باید خاتمی متفاوتی باشد، فکر می کنم آرمین هم حرف درستی زده که جاده عبور از خاتمی به خانه کروبی نمی رسد.بسیاری از انتقادات که به خاتمی وارد می شود درست است و متاسفانه رییس جمهور سابق ما در همین مدت کوتاه مطرح شدن بحث کاندیداتوریش نشان داده خیلی با دوران ریاست جمهوری خود تفاوتی نکرده است اما این موضوع موجب چرخش به سمت حمایت از کاندیداتوری کروبی هم نیست.به نظر من همان میزان که به عملکرد خاتمی نقد وارد است به گذشته و عملکرد فعلی کروبی هم نقد وارد است.حتی اگه برخی بخواهند برعملکرد گذشته کروبی در مجلس ششم و قبل از آن چشم بپوشند به نظرم حافظه ها آنقدر یاری می کند که در همین انتخابات مجلس هشتم ،کروبی چقدراز اصلاح طلبان مجلس ششم و تندروی آنها سخن گفت تا کاندیداهای حزب خودش را موجه جلوه دهد و از رد صلاحیت آنها جلوگیری کند و به حق شیخ از هیچ رایزنی هم کوتاه نیامد اما نتیجه چه بود؟ سوال من از حامیان کروبی در مقابل خاتمی اینه که ما باید به توانایی کروبی در رایزنی و مذاکره دل ببندیم و به او رای دهیم چون قدرت چانه زنی بالایی دارد؟ شاید یک دلیلی که آرمین در نقد خود اشاره نکرده وبسیاری از اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را از نقد کروبی بر حذر می داره همین است که کروبی هیچ ابایی ندارد همانند برهه انتخابات مجلس هشتم دوباره حمله به اصلاح طلبان را آغاز کند و همه را متهم به شکستن خط قرمز ها و اصول کند.من فکر می کنم همانقدر که خاتمی باید تحمل نقد داشته باشد و به گفته محمد قوچانی با دو مطلب انتقاد آمیز دلش برای حضور در انتخابات خالی نشود، کروبی و اطرافیان او هم باید سعه صدر بیشتری داشته باشند. به نظر من حضور خاتمی در انتخابات و حتی پیروزی او برای اصلاح طلبان در جا زدن است اما گرایش به کروبی و حمایت از او عقب گرد است.من واقعا برای جریان اصلاح طلب کشور متاسفم که توانایی معرفی یک کاندیدای شاخص برای انتخابات ریاست جمهوری آینده را ندارند و باید از سر ناچاری به کاندیداتوری مجدد خاتمی در انتخابات فکر کنیم یا کروبی را نماینده خود در انتخابات بدانیم.در صورتی که در چهار سال دولت احمدی نژاد می شد بر روی گزینه های دیگری سرمایه گذاری کرد.البته منظورم گزینه هایی مثل عبدالله نوری نیست که می دانیم به تیغ شورای نگهبان گرفتار می شود یا میر حسین موسوی که هر بار به سراغش می روند و او بنا به هر دلیلی هر بار سر باز می زند.ای کاش روزی در این کشور احزاب واقعی و قدرتمند شکل بگیرند.جریان اصلاح طلب فقط نه در شعار بلکه در عمل رقابت درون جریانی بین کاندیداهای خود را بپذیرد(مانند آنچه در انتخابات آمریکا در دو حزب دمکرات ها و جمهوری خواهان اتفاق می افتد) درهر انتخابات اصلاح طلبان چهرههای مطرح و شاخص (کاندیدایی که شورای نگهبان هم بپذیرد) برای رقابت با کاندیدای جریان رقیب داشته باشیم که عقب گرد به خاتمی یا کروبی نکنیم.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 7 آبان1387 و ساعت
21:47 |

